ابن روزهای به معنی واقعی کلمه مزخرف

همیشه فکر میکردم وقتی به این سن (۱۶ - ۱۷سالگی)برسم بهترین اتفاق ها برام می افته،فکر می کردم این سالها قراره خاطره انگیز ترین،شادترین و بهترین سالهای زندگیم باشن.

اما چی؟شونزده سالگیم به مزخرف ترین شکل ممکن تموم شد و هفده سالگیم هم داره به معمولی ترین شکل ممکن میگذره.

تابستونی که ۸ - ۹ماه منتظر اومدنش بودم یک ماهش به بیخودترین شکل ممکن داره تموم میشه.



خب خودم میدونم چمه،میدونم چی‌کم دارم،میدونم چی میخام......اما مشکل اینه که هیچ کدومشون دست من نیست.


#پوکر_فیس_ترین

  • purple cloud
پریسا تو با وجیهه هیچوقت موفق نخواهین شد!
دلایلش خیلی زیاده. شما دوتا راه رو گم کردید. بیراهه هم هیچ وقت به مقصد نمیرسه و نخواهد رسید
آره
زندگی در اکنون جاودانه که احمد حلت میگه واقعا قشنگه
اما چیزی که از این حرف بهش رسیدم اینه که اونجاها که شرایط حال خوب نیست،شرایط همین لحظه،این جور جاها اتفاقا با کمک گرفتن از آینده میشه به زندگی امیدوار شد.
یا حتی حتی یه وقتا که از پس یه کار الان بر نمیایم میتونیم به روزایی فک کنیم که از پسش بر اومدیم در گذشته و همین انگیزه ای بشه برای الانمون که بگیم:بازم از پسش بر میام.
ولی اونجا که شرایط حال واقعا مناسبه به نظرم اونجا ها باید بیشترین لذت رو از همین اکنون جاودانه برد.
اصلا میدونی چیه؟اینو که گفتی ترغیب شدم برم پی اینکه بدونم واقعا تحلیل خود دکتر از اکنون جاودانه چیه...شاید نظر کامل تری پیدا کنم.
دو ماه در پیش رو،رو چطور؟چطور میبینی؟فکر میکنی بشه عالیش کرد؟نوجوونی هم همینه البته.ازین روزا هم داره ...
آخه یاسمن!
آره ،روزای خوب هستن،روزای خوب میان.
اما من متنفرم از اینکه بخام به امید روزای خوبی که در آینده میان زندکی کنم.
پس زندگی در لحظه ی حال و این شعارا چی میشه؟!
روی یه برگه بنویس کمکت میکنه !
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

دختری که روی ابرها قدم میزند...!

برای فراموش نکردن روزهای نوجوانی ام هر چرت و پرتی ممکن است اینجا بنویسم!

Designed By Erfan Powered by Bayan