نع؟!

حس میکنم دارم خیانت میکنم به این روزا-به بهترین روزای زندگیم-به روزای نوجوونیم-چون چیزی از این روزا نمینویسم تا واسه همیشه یادم بمونه و بعدا مثلا توی هفتاد سالگیم بتونم بخونمشون والبته-بهشون بخندم!

از این حس و حالام-از نا امیدشدنامم-از همه ی وقتایی که میشینم جلو اینه و باخودم حرف میزنم-از ساده و احمق بودنم-از اینکه دیگه اون پریسای قبلی نیستم.

باید بنویسم از همه چیز-دقیق و با تمامی جزییاتش-با تاریخ و اسامی افراد-از همه ی حس و حالام-همه ی افکار تو سرم.../:




من قبلا همه ی این چیزا رو تو یه دفتر مینوشتم.اما از اون روزی که داداشم اون دفترو خوند دیگه اون ادم سابق نشدم

و چقد بده که ادم نتونه حرفاشو با خودش بزنه...چقد بده ادم با خودشم سر سنگین بشه...نع؟

  • purple cloud
واااای!!! برای منم پیش اومده یکی نوشته هام رو بخونه!!! بدترررین حالت ممکنه! ولی تو بازم بنویش چون ننوشتن افتضاح ترررین حالته!
انشالله که حالت خوب بشه :)
ممنون ارام جان.امیدوارم حال دل تو هم همیشه خوب و اروم باشه

شاید وقتی تو هفتاد سالگی میخونید حس کنید گریه داره تا خنده دار
خب هر حسی ممکنه.اما «کاش»بهشون بخندم
سلام‌
منم همدرد شما هستم ، یه دفتر روزانه داشتم توش خاطرات و روزمرگیامو می نوشتم یه روز داداشم خیلی نامحسوس بهم رسوند که اون دفتر دست اون هست و خوندشون خیلی بد هست اما یه سری دفترها هست که اسمش دفترخاطرات روش قفل داره از اونا از لوازم تحریری بخرید توش بنویسید خاطراتتون ایمن میمونه از دست افرادی که شاید کنجکاو هستند 


بله ،از اونا هم گرفتم،اما قفلشون خیلی راحت با کارد و خودکار باز میشه
خیلی داداشت کار بیخودی کرده ☹
حسب حال نویسی خوبه اگه بهت کمک میکنه بنویس ازشونم خجالت نکش ... باعث خودشناسیت میشه که اگه اینو داشته باشی دیگه مشکلاتت ساده میشن :))
در ضمن هیچ وقت حد وسط نباشید یا از نوشتن لذت مطلق ببر یا کلا بیخیالش شو یا از جوانیت به شکل دلخواه استفاده کن یا کلا بیخیالش شو و در موردش حرفی نزن ...(البته یه وقت افراط و تفریط برداشت نشه من منظورم توی تصمیمات کلی زندگی هست )

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

دختری که روی ابرها قدم میزند...!

برای فراموش نکردن روزهای نوجوانی ام هر چرت و پرتی ممکن است اینجا بنویسم!

Designed By Erfan Powered by Bayan